یسنایسنا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

یسنا ، نفس مامان و بابا

سفرنامه شمال4

دختر گلم :یسنا ناناز بابا جون یه جای خوب در تاریخ 14 تا 17 مرداد توی بابلسر گرفت تا بریم و یه هوایی عوض کنیم خداروشکر هوا عالی بود و حسابی کیف کردیم ،همسفرای عزیزمون هم مامانی جون و دایی جون بودن این جا آماده شدیم تا راه بیافتیم و شما دوتا دختر حسابی سرحالید امامزاده هاشم وایسادیم تا صبحانه بخوریم اینم از عکسای قشنگت ،مادر فدات بشه خانومم قربونت برم که این قدر عاشق سیر ترشی هستی انشالله همیشه دلت شاد و لبت خندون باشه...
8 شهريور 1398

به دنیا اومدن خواهر جونم،ثنا

هورااااااااااااااا بلاخره خواهر کوچولوت به دنیا اومد عشق مامان:یسنا گلی بلاخره انتظارا تموم شد و ثنا کوچولو قدمای نازنینش رو چشمای مامان ،بابا گذاشت و به دنیا اومد آجی جونت اول فروردین ساعت 8 به دنیا امد وبابا جون شما رو بعداز سال تحویل یعنی حدودا ساعت سه بردش خونه عمه زهرا . تا ظهر اونجا بودی و بعدظهر به همراه به همراه عمه و فاطمه و باباجی و مامان رعنا اومدین ملاقات و واسه اولین بار آجی جونت رو دیدی شبم با بابایی رفتی خونه مامان رعنا و اونجا بودی و فرداش هم من و آجی جونی با یه هدیه خوشگل اومدیم خونهو تو رو سوپرایز کردیم خواهر شدنت مبارک عزیزترینممممممم اینم از عکسایاجی جونت ...
8 شهريور 1398
1